چرا عدالت ابدی؟
تنها عدالت ابدی است که مفهوم دقیق عدالت را نمایان میکند. اگر آنرا شناختید پای در راه سعادت گذاشته اید
همه میدانیم در جهانی پرهیاهو و آشوب زندگی میکنیم و این فقط مربوط به دوران معاصر نبوده و تاریخ مکتوب ، سنگ نقاشی ، لوح نوشته ها و سایر علائم میگویند این آشوب و شر در همه تاریخ وجود داشته و یک لحظه بشریت را رها نکرده است. در اعماق شکوه و عظمتی که در نگاه اول از آثار تاریخی ، جلال و شکوه شهرها و فناوریهای معاصر میبینیم ( 2020 ) ، دریایی از رنجها و مظالم وجود دارد که کثیری از بشریت هر دوره را بزمین زده و در بهترین حالت عمیقا آزرده است. هریک از ما با کمی تمرکز و اندیشه ، بدرستی درک خواهیم کرد که هر مقطعی از دوران بشریت را که مطالعه کنیم ، موارد فراوانی از آزار جمعی خواهیم دید. برای اینکه این ادعا بدرستی تحلیل و درک شود بخشی از دوران حاضر را مرور میکنیم تا بشما اثبات کنیم چرا باید عدالت تامه ابدی وجود داشته باشد.
به وضعیت فعلی جهانی که در آن زندگی میکنید توجه کنید ، جهانی تقسیم شده به دویست و اندی کشور ، جهانی با ادعای عدالت در هرکشور ، جهانی طبقاتی شده در میان کشورها ، در یک تقسیم بندی که تا همین اواخر رایج بود ، جهان اول شامل قدرتهای بزرگ نظامی و اقتصادی زمین که براساس اصول باصطلاح دموکراسی توسعه یافته اند (شکل زیر سبز ) ، جهان دوم شامل گروه دیگری از قدرتهای بزرگ نظامی و اقتصادی زمین که براساس اصول باصطلاح سوسیالیستی اداره میشوند (شکل زیر زرد ) و جهان سوم که شامل مجموعه کشورهای فقیر تا رو به توسعه را شامل شده اند (شکل زیر قرمز ). این تقسیم بندی امروزه مقداری تغییر یافته اما در همین گام اول شاخص نوعی از بیعدالتی است. جهان اول بخود اجازه داده تا با تکیه به قدرت مادی ظالمانه خود ، جهان سوم را با سرپا نگه داشتن حکومتهای مستبد ، استعماری ظالمانه کند. این روش در جهان دوم بشکلی دیگر بر جهان سوم انجام میشود. در جهان سوم هرم های قدرت داخلی بر دوش اقشار ضعیفتر ، بسیار ناعادلانه سوار شده تا خود را در بالای قدرت نگه دارند. بنابراین فشار بیرحمانه ای از همه دنیا بر دوش پائینترین اقشار جهان سوم وارد میشود. این سیاستی است مبتنی بر واقعیات عدالت زمینی و اینکه هیچ مسیری برای رسیدن به عدالت واقعی باز نشده و فعلا نخواهد شد. در هریک از کشورها که ساکن باشید با تمام وجود ، پوست و استخوان خود بیعدالتی را احساس کرده و یا خواهید کرد. خوشحال میشوم فقط یک نفر از خوانندگان بگوید در کشور او مسیر عدالت واقعی بدرستی پیگیری میشود. در همه کشورها هرمی سیاسی اقتصادی وجود داشته که ارکان اداره آن کشور را براساس معیارهای اقتدارگرا مدیریت میکند. بله ممکن است در همه این کشورها ادعا شود بر اساس انواع ایسم های موجه ، اداره امور انجام میشود. اما همه ایسم ها در اندیشه و بر دستان هرم اقتدار سامان یافته و تمام آنچه بعنوان قوانین اساسی مکتوب شده است ، در مقام اجرا فاصله زیادی از اجرای عدالت واقعی دارد. چرا چنین است ؟ مهمترین دلیل آن موجودیت تشکل های قدرت با کنترل برثروت ملی است که تنها این روش را برای دوری مردم از رسیدن به عدالت حقه ( با عنوان هرج و مرج ) موثر و قابل اجرا میدانند. این تشکلها بتدریج بر اساس اصولی تمامیت خواه بر همه جامعه تسلط پیدا کرده و با کانونی کردن قدرت و ثروت در دستان خود هر گونه حرکت اجتماعی که مغایر با منافع جمعی خود باشد را مورد هجوم قرار میدهند. ممکن است حتی این هجوم را موجه جلوه داده و آنرا موافق منافع ملی و عقیدتی تعبیر کنند ، اما فی الواقع تحت تاثیر هرم قدرت گاه از باورهای ایمانی خود دوری کرده و خود را برای آتش بزرگ الهی آماده میکنند. هرگز نمیتوان انتظار داشت آنها تک تک دستورات الهی ( وحتی قوانین اساسی داخلی ) را بدون احتساب زیان بر همدستان خود اجرا کنند. آنها براحتی از فرمان الهی و قوانین گذشته ، در حالیکه سالها قبل از رسیدن به قدرت ، بعضی وعده اجرای آنرا میدادند. اکنون آنها باین باور دارند باید برخی دستورات قانونی و حتی الهی را معطل گذاشته تا بدست همراهان خود ساقط نشده و ادامه کار بیثمر خود را از دست ندهند. آنان قبلا به همین رفتارها معترض بوده ولی روش پیشینیان را باشکال جدید ادامه دادند. قاموس عدالت ابدی مخالف این روشها بوده و بوضوح راه رهائی را نشان داده است. …. (ادامه در کتاب)