عدالت ابدی در قرآن
گرکه خواهی تو بیاموزی ، عدالت تا ابد …. رو به قرآن دار ، ستون بشمار آنرا تا ابد
علیرغم تمام بی حرمتیهای ناآگاهانه و مغرضانه تاریخی و معاصر به قرآن کریم ( به یک گزارش نمونه زیر توجه نموده و البته نمونه های دیگر را خود بررسی کنید ) ، و تمام دشمنی های گسترده با حقیقت مفاهیم آن ( در همه دوران تاریخ این دشمنی ها وجود داشته ، بطوریکه برای تشکیک ، بدوا آنرا اشعاری که پیامبر آنرا سروده نامیدند ، تا بدوران معاصر که با دسیسه های مغرضانه ، انحرافاتی چون قرآن سوزی ، هتک حرمت های جاهلانه ، ابداع القاعده ، داعش و غیره تبلیغ کنند که بطورکلی قرآن ، اسلام و مسلمانان افراطی ، خشن و گمراهان عصر نوین هستند ، تا بتوانند آنانرا سرکوب و تضعیف کرده و منابع آنانرا غارت کنند. البته بسیاری از مسلم زاده های مدهوش تمدنهای مادیگرا نیز باین غارتگران کمک فراوان کرده و میکنند) ، این کتاب مقدس حاوی همه کلیدهای مرموز برای تمام قفلهائی است که بشریت در زندگی با آنها روبرو شده و میشود. بطور ایمانی عرصه ای از زندگی نیست که قرآن در رموز خود بآن اشاره نکرده باشد ( به فصل گوشه ای از اعجاز و رموز قرآن مراجعه کنید). قرآن راهنما و اتمام حجت الهی با تمام بشریت است شاید این ادعا باورناپذیر باشد ، چرا که پیچیدگیهای فراوان و تغییرات پایان ناپذیر زندگی بشری درطول تاریخ و بخصوص در آینده این باور را برای بسیاری از شما دشوار میکند که یک مکتوب قدیمی ( با اینهمه گفتار کاذب در موردش ) چطور میتواند همه مشکلات را برای ما حل کند. همین نکته حاوی کلید اصلی است. اولا توجه کنید که لفظ قدیمی در اینمورد فاقد اعتبار است ، چراکه این مکتوب وحی خدائی است که خود خالق زمان است ، بنابراین او از همه احوال تاریخ قدیم ، جدید و آینده مطلع بوده و خود این کتاب را برای رفع مشکلات بشر نازل نموده است. اما بدلایل متعدد (که بعضی از آنها برای نسل انسان مشخص و بعضی مبهم است ) ، همه کلیدهای این کتاب در دسترس عقل فعلی بشر نمیباشد و موکول بآینده میباشد. آنچه که از قرآن تاکنون بآن دست یافته ایم ، بیشک بسیاری از مشکلات امروز ما را حل میکند و اگر مشکلاتی پابرجاست ، به کج فهمی ، کمکاری ، عناد خودمان و اعمال شریرانه دنیا پرستان بستگی دارد. وقتی چنین گنجینه عظیمی را در کنار خود داریم ، گوساله پرستی های مدرن (بشکل مکاتب زائیده بشر و ادیان تحریف شده ) دیگر شایسته الگو و هدایت بشریت نیست. خواننده محترم و شکاک ممکن است بپرسد اگر قرآن حاوی تمام رموزی است که هدایت بشر را تضمین میکند ، پس چرا اکثر بشریت از آن بیخبر و بسیاری از اهل فن بآن بیتوجه هستند ؟ پاسخ این است : 1. صاحبان قدرت و تبلیغ تمام مکاتب و ادیانی که در طول تاریخ و امروزه وجود داشته ، دکانهای خود را با دیدن یک سوپرمارکت تعطیل نمیکنند. شاید این مثال ساده بنظر برسد ، اما ما ساده ترین پاسخ را دادیم. متولیان مکاتب طبیعی ، سیاسی و شبه مذهبی ، هرگز آزادی فعلی در فساد و تباهی خود را با هیچ چیز عوض نمیکنند. آنها تمام ابزارهای قدرت شیطانی خود را بکار میبرند تا صدای الهی را خاموش کنند و البته فرصت آنها بزعم قرآن منقضی خواهد شد 2. مومنین و معتقدین به هدایتگری کامل قرآن ، هیچگاه نتوانسته اند در موقعیتی قرارگیرند که بتوانند سامانه جامع هدایتگری و مدینه فاضله قرآنی را تبیین و پیاده سازی کنند که خود ناشی از ضعف سازماندهی آنها بوده و ارتباطی با حقانیت قرآن ندارد 3. در “اصل عدالت ابدی” ، آزمون و خطای نسل انسان ملاک بوده و هرگز هدایت الهی اجباری نبوده و از اصل اختیار و مسئولیت پیروی میکرده است. بمانند فردی که عادت شدید به سیگار داشته ، بنابراین فقط او را نصیحت و از عواقب کارش برحذر و یا درمانی را شروع میکنیم ، بدون اینکه از اجبار و زور استفاده شود که بازگشت وی را به عادت قطعی میکند.
نمونه اهانت به قرآن : مشاهدات افسر ترک از نزول عذاب الهى: نشریه اردنى شیحان در تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۷۸، در بخش خبرى خود اقدام به درج بخش هایى از سخنان عبدالمنعم ابوزنط، از نمایندگان اسلام گراى اردن نمود که در مسجد مصعب بن عمیر، در استان مادبا در رابطه با علت وقوع زلزله در ترکیه ایراد کرده بود. به نوشته نشریه شیحان ، عبدالمنعم در این جلسه سخنرانى به صراحت اعلام کرد که علت وقوع زلزله ترکیه ، برپایى مجلس رقصى در یک پایگاه نظامى ترکیه واقع در سواحل دریاى مدیترانه بوده که در این مجلس گروهى از ژنرال ها و بلندپایگان نظامى اسرائیلى ، آمریکایى و ترکیه اى حضور داشتند. در اثناء این مجلس رقص و پایکوبى یک نظامى عالى رتبه ترکیه اى ، قرآنى را به دست گرفته و در حال مستى شروع به پاره کردن و پرتاب آن به زیر پاى رقاصه ها نمود و با نعره اى مستانه گفت : کجاست خدایى که قرآن را حفظ کند؟ نشریه صبح که این خبر را نقل کرده است در ادامه این مطلب مى افزاید: به دنبال درج این خبر، مردم اردن در تماس با مسؤ ولان نشریه شیحان خواستار گفتگوى نشریه با ابوزنط شدند تا این رخداد به صورت مشروح ترى بازگو شود. عبدالمنعم ابوزنط در این گفتگو به نقل از یکى از افسران مسلمان ترکیه که از حادثه زلزله جان سالم به در برده است ، اعلام کرد: در مراسمى که به مناسبت بازنشستگى گروهى از نظامیان عالى رتبه ترکیه اى در یکى از پایگاه هاى دریایى ترکیه برپا گردید، تعدادى از نظامیان عالى رتبه اسرائیلى و آمریکایى به همراه یک گروه از خوانندگان و نوازندگان مشهور اسرائیلى در مجلس حضور یافته بودند. در اثناى این مراسم یکى از ژنرال هاى ارتش ترکیه درخواست قرآن از یکى از سرهنگ هاى حاضر در جلسه کرد. سرهنگ پس از آوردن یک جلد از کلام الله مجید به دستور ژنرال ترکیه مکلف به خواندن آیاتى از قرآن شد. سرهنگ در آن جلسه شروع به تلاوت آیاتى کرد. سپس ژنرال ترکیه اى از او خواست تا به تفسیر آیات قرائت شده بپردازد که در این میان ، سرهنگ به دلیل عدم آشنایى با معارف و معانى کلام وحى از ترجمه و تفسیر آیات مزبور عذرخواهى کرد. در این هنگام ژنرال ترکیه اى با عصبانیت و در حالى که نعره مى زد: کجاست کسى که این قرآن را نازل کرده و در کتابش گفته : ما قرآن را فرستادیم و ما آن را محافظت خواهیم کرد، بیاید و از کتابش دفاع کند؟ قرآن را از سرهنگ گرفته و شروع به پاره کردن صفحات و اوراق قرآن کرده و آنها را زیر پاى رقاصه هاى حاضر در مجلس ریخت . ابوزنط در ادامه این گفتگو اظهار داشت : سرهنگ حاضر در مجلس ، در این هنگام دچار ترس و اضطراب شدید شده و بسرعت از مجلس خارج شد و خود را به بیرون پایگاه نظامى رساند که در این هنگام مشاهده مى کند عذاب الهى در حال نزول است . این سرهنگ در توصیف آن واقعه وحشتناک مى گوید: ناگهان نور شدید قرمز رنگى را مشاهده کردم که تمام فضاى منطقه را فرا گرفته و در یک لحظه دریا شکافته شد و همراه با انفجارى شدید ، شعله هاى آتش به سوى آسمان زبانه کشید و لحظاتى بعد به دنبال آن زلزله اى شدید منطقه را فرا گرفت . اما نکته قابل توجه و تامل تر آنست که تاکنون گروه هاى تفحص و تجسس آمریکا، اسرائیل و ترکیه اى نتوانسته اند اثرى از بقایاى اجساد نظامیان خود از این پایگاه نظامى بیابند! در همین حال سردبیر نشریه شیحان مىگوید: اطلاعات دیگرى هم در این ارتباط وجود دارد که به برخى از آنها در نشریات ترکیه اشاره شده است . در پایان این گفتگو، شیخ ابوزنط در توصیف این سرهنگ ترکیه اى که از این عذاب الهى جان سالم به در برده مى گوید: سرهنگ مذکور که داراى تحصیلات عالیه مى باشد به جهت حفظ جان خود و رعایت مسایل امنیتى و ترس از حکومت لائیک ها، حاضر به معرفى خود در محافل عمومى نشده است . در عین حال افراد آگاه و مطلعى که به این پایگاه نظامى رفت و آمد داشته مى گویند: تعداد نیروهاى حاضر در این پایگاه اعم از سربازان ، گارد حفاظت ، فرماندهان و گروه هاى رقاصه ، حدود سه هزار نفر بوده اند که تمامى آنها در میان شعله هاى عذاب الهى معدوم شده اند. شیخ ابوزنط سخنان خود را با قرائت آیه اى از کلام وحى به پایان برد که فرمود:(۱) وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَهً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیرًا (۲). «هنگامى که ما بخواهیم ساکنان شهرى را به هلاکت برسانیم به سرمستان از پول و مقام و شهرت آنان امر مى کنیم که به فسق و فجور بپردازند، آنگاه وعده عذاب الهى محقق مى شود و آن شهر را در هم مى پیچیم ». …. (ادامه در کتاب)