** لطفا بدقت توجه نمائید **
آیا هرگز به علت وجود خود در این جهان فکر کرده اید ؟
آیا از بی عدالتی های این جهان نومید شده اید ؟
چه سوالاتی از این همه بیعدالتی دارید که پاسخی دریافت نکرده اید؟
هدف این سایت پاسخ به سوالات مهمی است که شما را در ابهام بزرگ قرار داده است
و هشدار میدهیم که "عدالت ابدی" سرنوشت همه ما را تعیین میکند
قبل از آنکه بسیار دیر شود "،عدالت ابدی" را شناخته و در مسیر آن قرار گیرید
آیا بدرستی میدانید گذشتگان ما کجا و در چه وضعی هستند ؟؟
آنها چه درسهائی برای ما گذاشته اند؟؟
دنیا هر لحظه در پرتگاه جنگ اتمی قرار میگیرد
با وقوع جنگ اتمی ، دوران بسیار تاریکی در انتظار همه ما است
هریک از ما تنها ثانیه ای با خروج از این جهان فاصله داریم!
چقدر با جهان بعد از این جهان آشنائی دارید؟
"عدالت ابدی" منطق و تصویری دقیق از جهان پس از این جهان به ما میدهد

جهان بدون عدالت ابدی

بی عدالت، تاریک چون شود این زندگی ….  رو به سردی میرود گرما ، درد و بردگی

تا قبل از این فصل بسیار در باب عدالت ابدی و لزوم وجودی آن مطلب گفتیم و اینکه عدالت را ستون اصلی خلقت معرفی کردیم. اما اجازه دهید کمی متفاوت شده و از زاویه دیگری به مبحث عدالت بنگریم. به جهانی که عدالت ابدی ستون اصلی آن نمیباشد!.  آیا میتوان ستون یا ستونهای دیگری بجای عدالت تعبیه نمود بطوریکه بتواند بار سنگین جهان را بدون ستون عدالت تحمل کند؟ اگرچه پاسخ منفی است ،اما اجازه دهید این ادعا را کالبدشکافی کنیم. وقتی محوریت عدالت ابدی را بعقب میرانیم باید بتوانیم جایگزین های آنرا معرفی کنیم. چه ستونهائی را میتوانیم در غیاب عدالت ، محور و ستون اصلی خلقت بدانیم؟ ابتدا اجازه دهید با نام بردن ستونهای قدرتمند دیگری که در ادیان و مکاتب مختلف بیان شده و مرور آنها بینیم جایگاه ستون اصلی خلقت را میتوانیم بآنها اختصاص دهیم و اگرنه علت چیست ؟ سپس به ضدعدالت یا همان بیعدالتی اشاره کرده که در طول تاریخ بوده و احتمالا در آینده نیز خواهد بود بپردازیم : 

  1. توحید : توحید بیشک بر وحدانیت الهی تاکید میکند. توحید میگوید تنها خدای واحد منشاء خلقت جهان است. بفرموده الهی پس از خلق بآن توازن ، قدر و مقدرات دقیق داده است. در سراسر کیهان کسی متعرض بتوحید نیست و تمام متعرضین دروغین نیز رسوا و نابود شده و میشوند. اما اینکه خلقت جهان بر کدامین ستون ، بنا و توسعه یافت موضوع بحث ما است. پس توحید مولد بوده و اینکه شاکله بعدی خلقت چگونه سامان یافته مفعول بعدی است. پایه و اساس علمی و اخلاقی گسترش بعدی ، مهمترین موضوع است. خلقت با فاعل الهی بوده و اما براساس کدامین ستون یا ستونهای نگهدارنده به پیش رفته و ماندگار شده است؟ بیشک وقتی معمار بنائی میسازد خود را ستون بنا قرار نمیدهد ، بلکه از ابزاری خاص برای استواری بنا بعنوان ستون استفاده میکند
  2. نبوت :  خداوند خالق، پیام هدایت خود را بواسطه پیامبران به مخلوقات هوشمند مسئول میرساند. پیامبران در کار ساخت کیهان و مخلوقات نبوده و بنابراین خود باین جهان نظم و توازن نداده اند. آنها پیام الهی را که شامل هر آنچه برای هدایت پیامگیران میباشد بآنها میرسانند. با اتمام دوران نبوت هریک ، جهان و مخلوقات باقی میمانند و مهم درک پیام دریافتی و عمل بآن است ، گرچه اکثریت براه گمراهی میروند و از پیام هدایت الهی دور میشوند. جهانی میماند و ستونهائی که آنرا نگه میدارد. پیامبران خود جزئی از خلقت هستند و نه همه آن ، و بنابراین ستون اصلی نمیباشند. پیامبران راهبری معنوی انسانها را بعهده گرفته تا آنها را از تاریکی و فروریزی به محدوده شرارت و تباهی مانع شوند
  3. امامت : همزمان و پس از هر پیامبری ، جمع اندکی از عاملین واقعی به پیام الهی هستند که مشاوران مخلوقات برای درک بهتر و عمل به هدایت الهی میباشند. امامان ، حواریون ، اصحاب ، صالحین ، مومنین و دانشمندان متعهد به پیام الهی میان مخلوقات باقی میمانند. آنها در نقش معماران ایمانی جهان هستند تا طرحهای الهی را پیش ببرند. اما برخی مخلوقات تحت تاثیر عوامل شر ،راهنمائی آنها را برنمیتابند. این راهنمایان نیز همانند پیامبران ، باین جهان نظم و توازن نداده اند. آنها نیز خود جزئی از خلقت هستند و نه همه آن ، پس آنها هم ستون اصلی خلقت نیستند
  4. معاد : معاد یا بازگشت به دوره ای که مخلوقات هوشمند مسئول (همانند انسان) برای حسابرسی اعمال در بارگاه الهی حاضر میشوند. معاد جزئی نهائی از سامانه بی همتای عدالت الهی بوده و بنابراین عدالت ابدی جامعتر از معاد بوده و معاد ستون اصلی خلقت نمیباشد
  5. دموکراسی : از خوانندگان فاضل عذرخواهی میکنم ، صحبت از فلسفه دموکراسی بعنوان ستون اصلی ، حتی برای بشریت هم دور از شان و منزلت میباشد. اما بنا به حفظ جامعیت این بررسی ، باید بگوئیم خود دموکراسی بعنوان یک ستون فرعی هم از زوایای مختلف فاقد استواری در هدایت و سعادت بشری است. دموکراسی به مفهوم آزادی عمل بدون رعایت اخلاق فاضله ، تاکنون بسیاری از جوامع انسانی را به قهقراء برده است. وقتی شما به حکم دموکراسی قادر باشید از مسیرهای پیچیده و مخفی به ثروت و قدرت برسی ،طبیعی است بخاطر نفع شخصی ، در آن موضع دستت برای اعمال فشار و خفگی همنوعان بازتر میشود و این همانی است که ما بکرات در جوامع دموکرات ( و حتی جوامع مذهبی با مشی دموکرات )  دیده ایم. بدیهی است که نمیتوان به ستون لرزان دموکراسی حتی برای سعادت دنیوی بشریت تکیه کرد ، چراکه در ساختار آن به جوامعی چون 1 به 99 میرسیم و انبوهی از انسانها ، اغلب بخاطر انواع استضعاف ، در فشار ، ظلم و نابودی مادی-جسمی قرار میگیرند در حالیکه باعث بستانکاری خود و بدهکاری عظیم ظالمین بخود در مسیر عدالت ابدی خواهند شد ….. (ادامه در کتاب)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *