مقدمه
- دستهبندی نشده
- 1404/07/09
- 9 مهر 1404
اعتقاد به یک حقیقت زیبا بنام عدالت ، میتواند همه زشتیهای جهان را زیبا و همه زیبائیهای آنرا با معنی کند.
مرور تاریخ نشان داده نمیتوان به زور بر قلب انسانها تسلط پیدا کرد. نمیتوان ایمان به حقایق را بآنها اجبار کرد. نمیتوان برای درک زیبائیها ، از روشهای زشت استفاده کرد. نمیتوان شادی واقعی را در میان درد و رنج ایجاد کرد. نمیتوان انجام قلبی فرائض را با دستورالعمل به ثمر نشاند. نمیتوان شوق دانش و آگاهی را ناآگاهانه به جامعه تزریق کرد. نمیتوان آموزش یک هنر یا فن را به یک بی هنر و نادان سپرد. نمیتوان مقابله با احتکار را به محتکر سپرد ، … و مثالهای مشابه دیگری که هزاران سال رایج بوده و پیوسته این راههای بیثمر تکرار شده و بشریت همچنان از فقدان بسیاری از مواهب و زیبائیهای حیات که او را سعادتمند میکند در رنج مادی و معنوی بوده است. از طرف دیگر در جوامع متمول دیروز و امروز نیز عموما گوش شنوا و چشم بینا برای درک حقایقی که کاربرد فوری برای رفاه زندگی عموم ( و حتی خواص ) نداشته باشد ، نبوده و نخواهد بود. در جوامع فقیرتر دشواریهای بیشتری وجود دارد که باید ابتدا بفکر طوفان فقر ، گرسنگی ، فساد ، بیسوادی ، تجاوز ، سرقت ، جهل ، … بود تا بتوان در نهایت آنها را از مزایای ایمان و آگاهی خشنود کرد. پس واقعا مسیرهای دشواری که قبلا طی شده را باید مکرر طی کرد تا در نهایت بتوان به مسیر عدالت برسیم. اما نا امید نیستیم و این کتاب نیز بهمین هدف به نگارش درآمده ، و بتدریج و در طول زمان به جمع هواداران خود میافزاید تا مسیر پر رمز و راز “عدالت ابدی” را که مکمل عدالت زمینی و متفاوت از آن بوده ، مفصل توضیح داده ، بعنوان تنها جاده خوشبختی بپیمایند. و اما بعد ..
در شروع این مقدمه ، میخواهم سه نکته فوق العاده مهم را مطرح کنم که در ادامه کتاب بیشتر بآن میپردازیم 1.برای بیان نکته اول بهتر است کمی از ریاضیات صحبت کنیم. بسیاری از خوانندگان میدانند که ریاضیات زبانی است که بوسیله آن میتوان پدیده های علمی را بصورت دقیق توضیح داد. مثلا تبدیل ماده به انرژی یا برعکس ، یا زمانهای کسوف و خسوف در سالهای آتی ، یا طیف آثار طوفانهای خورشیدی بر میدان مغناطیسی زمین ، … البته مواردی از تئوریهای علمی هم هست که بشر هنوز به ریاضیات آنها دست نیافته مثل اصل عدم قطعیت در درون اتم، یا فرمول تحولات بیولوژیک بدن کمی قبل از مرگ ، یا کرمچاله ها و سفر در زمان ، … ، همه این موارد نشاندهنده ضعف ریاضیات نیست ، بلکه نمایشی از فوق پیچیدگی های طبیعی است که باید برای آنها ریاضیات دقیق کشف کرد. ریاضیات خود یک علم پایه و کامل است. عدم کشف بعضی فرمولها بمعنی کار و تلاش بیشتر در سالهای پیش روی دانشمندان است. اما نکته بسیار کلیدی که میخواهم بآن اشاره کنم ابرفرمول مقدس عدالت ابدی ( به تعریف متفاوت آن در مقایسه با عدالت دنیوی در فصول بعد مراجعه کنید ) است. به بیان ساده اجرای عدالت ابدی برای همه آحاد بشریت براساس این ابرفرمول جاری میشود. ساختار این ابرفرمول از دسترس بشریت خارج و ریاضیات ساختار آن در علم الهی قراردارد. همه اعمال و رفتار انسان و بخصوص اصل اختیار و مسئولیت وی در این ابرفرمول قرار گرفته و سرنوشت هر انسان را در ابدیت مشخص میکند. توضیحات بیشتر در اینمورد را به بخشهای بعد موکول کرده ، بخصوص آنجائیکه فرضیه گوی های سرنوشت را مطرح میکنیم 2. نکته بسیار مهم دوم ، ابدی بودن انسان است. حیات انسان 4 مرحله دارد (البته فعلا حیات روحی قبل از تولد را که مربوط بعالم ذر است باز نمیکنیم) که درمرحله اول : همین زندگی آشنای مادی/روحی از دوران جنینی تا هنگام مرگ است. مرحله دوم : دوره پسا زندگی مادی (که برخی خوانندگان نسبت بآن ایراد داشته و اعتقادی ندارند ) که پس از مرگ جسمی شروع شده و تا روز حسابرسی قیامت ، بشکل حیاتی روحانی طی میشود. مرحله سوم : مربوط به دوران حسابرسی بر اساس اصل عدالت ابدی در روز قیامت ( که مدت آن نامشخص است ) میشود. این مرحله نیز شامل جسم و روح توامان است. مرحله چهارم : در دوران پساقیامت تا بی انتها میباشد. این دوران باحتمال زیاد حیاتی جدید در ساختار زوال ناپذیر جسم-روح میباشد. در این مرحله احتمالا جسم با تغییرات گسترده ای جهت بقائی بی انتها ساخت یافته است. این ساختار جسمی ، امکان برخورداری توامان جسم-روح ، از نتایج موعود قضاوت بزرگ را میدهد 3. نکته سوم ایجاد موازنه پایه در مراحل زندگی دنیوی براساس قوانینی است که توضیح میدهیم. ایجاد موازنه برای رسیدن به خوشبختی ابدی بسیار مهم است. منظور خود را از موازنه پایه باختصار توضیح میدهیم. اگر میخواهیم در این زندگی خوشحال و خرم باشیم ، نباید در مسیر رسیدن بآن به خود و دیگران ظلمی کنیم و باصطلاح پا روی سر دیگران بگذاریم. بسیار دیده ایم و میبینیم ، افراد برای رسیدن به موقعیت لذتبخش زندگی و حفظ آن هر نوع کاری را مجاز دانسته و عمل میکنند. این اجازه بخود تا حدیست که هر عملی را روا ، هر ظلمی را وسیله و هر لذتی را حق خود دانسته و برای آنها فکر و برنامه ریزی میکنند ( براساس وسوسه های شیطانی و با توجیح مکاتب متفاوت طبیعی که نمونه آن داروینیسم است که بآن خواهیم پرداخت ). این روش ممکن است لذات (فریب دهنده) فراوانی در مرحله اول زندگی داشته باشد ، اما در اجرای قوانین عدالت ابدی ، اثرات آن مراحل دوم و سوم را برای فرد با عذاب فراوان و طولانی درگیر خواهد کرد. راه حل چیست ؟ دقت نمائید راه حل ایجاد موازنه بر اساس قوانین عدالت ابدی ( در مورد این قوانین توضیح خواهیم داد ) است. باین معنی که هر عمل خوب و مجازی را برای بهره وری از زندگی ( مرحله اول ) انجام داد و از اعمال بدی که وسوسه آنرا بزعم لذت ، تحریک میشویم پرهیز کنیم. بدینگونه ضمن بهره وری منطقی و کامل از زندگی مادی ،خود را از آفات هولناک نتیجه اعمال (بظاهر لذتبخش ) ظالمانه دور کنیم. ……