پیشگفتار
بسیار خرسندم که پس از نگارش جلد اول کتاب ، چاپ ، نشر ، و علیرغم تبلیغ جزئی و پراکنده آن که مورد استقبال نیز واقع گردید، همانطورکه وعده کرده بودم توفیق اتمام نوشتار جلد دوم را با تاخیر چندساله (بنا بدلایل متعدد) پیدا کردم. گرچه تاکنون بازخورد جلد اول با مباحثات ، تردیدها و حتی بی مهری متولیان همراه بود ، که البته با توجه به عمق موضوع و اهمیت محتوی کتاب نیز طبیعی و قابل درک است ، اما با گذشت زمان و مطرح شدن تدریجی حقایق بی بدیل آن در میان لایه های عمیقتری از جامعه و بازخوردهای درک مفاهیم آن ، مرا متقاعد کرد که مسیر درستی را در پیش گرفته ام ، بخصوص که تاکنون برآیند همه نظریات باین اشاره میکند که هیچ منطقی برای رد مفهوم دقیق “عدالت ابدی” ارائه نشده و آنچه هم که با کنایه و ساده نگاری بآن پرداخته شده ، فاقد منطق و استدلال است. اجازه دهید یکبار دیگر باین موضوع تاکید کنیم که “عدالت ابدی” منطقی شکست ناپذیر داشته و عدالت رکن اصلی خلقت این جهان بوده و مشیت الهی در ستون قرار دادن عدالت در خلقت و استحکام کامل آن در آفرینش مواد ، جانداران و بخصوص انسان و سایر هوشمندان مختار میباشد. همزمان با تکمیل تدریجی جلد دوم ، بدوا اقدام به راه اندازی موقت کانالهائی در شبکه های اجتماعی نموده ولی بعدا برحسب ضرورت در کیفیت تبلیغی آن ، ایجاد سایت بشکل خبرنامه آنلاین (edalatabadi.com) را موثرتر دیدم تا از آن طریق به تدوین و تبلیغ مطالب مرتبط ، عکس و کلیپهای گویا در مسیر درک و اثبات “عدالت ستون اصلی خلقت” و بیان مفاهیم “عدالت ابدی” نمایم.
آنچه در جلد اول بطور عمده مطرح و استدلال شد ، اثبات روبنای خلقت بر زیربنای عدالت در همه موجودات (مواد ، جانداران ، انسان و سایر فوق هوشمندان) و بخصوص شمول عدالت بشکل “عدالت ابدی” برای انسان و سایر فوق هوشمندان مختار بود. هرگز تاکنون مورد نقضی بر این موضوع بسیار مهم ، ارائه نشده است. در این جلد قصد داریم بطور مفصل باثبات این موضوع پرداخته ، بطوریکه زوایائی از مطالب جلد اول هم که احتیاج به شکافت علمی ، تحقیقی و مستندات بیشتر داشت را تحت بررسی و موشکافی قرار داده تا حقیقت عدالت و بخصوص عدالت ابدی را هرچه بیشتر نمایان کنیم. بالطبع در این جلد ، کلی گوئی به حاشیه رفته و استدلال علمی ، دینی و فرامادی چون ستاره هائی درخشان خودنمائی خواهندکرد. بطورکلی جمع بندی نظریات ارائه شده در مورد جلد اول ، ما را باین نتیجه رساند که راه بسیار دشواری برای توجه و باور عام ، و راه دشوارتری برای اغناء خواص در پیش است. البته همانطورکه گفتیم این موضوع کاملا طبیعی بوده و تاریخ نیز موید مهم این موضوع است. اگر قرار بر باور همگان به عدالت و رفتار عدالت مندانه بود تاکنون زحمات بسیاری از فرهیختگان در فراخوانی به درک و عمل به عدالت به بار می نشست. اما حقیقت موعود در نهایت خود را نشان داده و تسلیم در مقابل آن ، عمومی خواهد شد. عدالتی که جهان را (پس از نمایان شدن آثار همه جنگها ، نسل کشی های متعدد ، رفتارهای عمیقا ناهنجار ، …) به جهانی بهتر و اندیشه ها را پاکسازی و در نهایت نوسازی بر مبنای “عدالت ابدی” میکند. در این نوسازی تنها از خشت و ملات عدالت استفاده خواهد شد. امیدوارم با نشر این کتاب و تلاشهای بعدی ، گوشه ای از دیون خود به مسئولیتی که دارم ادا کنم.