ضرورت عبرت از تاریخ
اهمیت عبرت از تاریخ بحدیست که میتواند سرنوشت هریک از ما را تغییر دهد. برای اینکه بطور علمی آنرا اثبات کنیم به عبرت جانداران از تاریخ اشاره کرده و سپس به ضرورت عبرت اخلاقی انسان از تاریخ وارد میشویم. قرآن نیز با توجه و تمرکز به سرنوشت گذشتگان ، در کمال محبت و راهنمائی به انسان تاکید میکند که از سرنوشت پیشینیان پند بگیریم وگرنه به راه تباهی میرویم:
تکامل گیاهان (عبرت گیاهان از تاریخ خود) : تکامل تاریخی گیاهان به دامنه گستردهای از پیچیدگیها و تحولات زیستی آنها در شرایط متحول کره زمین وابسته بوده است. از پیدایش سلولهای گیاهی آغازین گرفته ، تا تحولات طولانی بعدی و سپس نخستین فرشهای جلبکی، جلبکهای سبز چندسلولی دریایی و آبشیرین، خزهتباران خاکی، لیکوپودیوپسیدا و سرخسها ، تا میرسد به بازدانگان و نهاندانگان (گیاهان گلدار) امروزی ، که بنوعی عبرت این موجودات از تاریخ پیشینیان خود است. با وجود اینکه بسیاری از نخستین گروهها همچنان به رشد خود ادامه میدهند (که نمونهای از آنان جلبکهای قرمز و سبز در محیط های دریایی هستند) ، گروههایی هم که بتازگی مشتق شدند در واقع جانشین آنهائیکه پیشتر از حیث بومشناختی غالب بوده اند، میشوند. در واقع میتوان به پیروزی گیاهان گلدار بر بازدانگان در محیط های خاکی اشاره کرد. شواهدی از ظهور گیاهان خاکی رویاندار که برای نخستین بار در میانه دوره اردویسین (حدود ۴۷۰ میلیون سال پیش)، و در میانه دوره دوونین (حدود ۳۹۰ میلیون سال پیش) پدیدار شدند، که بسیاری از ویژگیهایی که امروزه در گیاهان خاکی شناخته میشوند، ازجمله ریشه و برگ در آنان وجود داشتند. در پایان دوونین (حدود ۳۷۰ میلیون سال پیش) برخی از گیاهان بدون هاگ، مانند باستانسرخس های دارای بنلاد آوندساز بودند که چوب تولید میکرد و جنگلهایی از درختان بلند را تشکیل داده بودند. همچنین در پایان دوونین، الکنسیا یک دانهسرخستبار اولیه، توانست دانههایی را تکامل دهد. نوآوری تکاملی در دیگر دورانهای پیدا زیستی ادامه داشت و هنوز هم ادامه دارد. بیشتر گروههای گیاهی از رویداد انقراض پرمین-تریاس آسیب ندیدند، اگرچه ساختار جمعیتها تغییر کرد. این ممکن است صحنه را برای ظهور گیاهان گلدار در دوره تریاس (حدود ۲۰۰ میلیون سال پیش)، و متنوعشدن پسین های آنها در کرتاسه و پالئوژن آماده کرده باشد. واپسین گروه بزرگ گیاهان که تکامل یافتند ، گندمیان بودند که در میانه دوره پالئوژن، از حدود ۴۰ میلیون سال پیش اهمیت یافتند. گندمیان، و همچنین بسیاری از گروههای دیگر، ساز و کارهای نوینی از سوختوساز را برای زنده ماندن از اندکیco2 و شرایط گرم و خشک مناطق گرمسیری در طول ۲۰ میلیون سال گذشته ایجاد کردند. ( لطفا به فاصله های زمانی بسیار طولانی تکامل گیاهان که همان عبرت سخت افزاری آنها از تاریخ پیشین خود است توجه نمائید)
عبرت جانوران از تاریخ (تکامل جانوران): بمعنی تغییر در خصایص وراثتی و ژنتیکی جانداران در طول نسلهای متوالی است. تکامل بدان معناست که تمام جانداران علیرغم همهٔ تنوعی که داشته و دارند، از نیایی مشترک که حدود 3.5 میلیارد سال پیش میزیسته، پدیدار گشتهاند. مطالعهٔ علمی تکامل از نیمهٔ صده نوزدهم آغاز شد، زمانی که پژوهشها بر روی سنگوارهها و گوناگونی جانداران، بسیاری از دانشمندان را متقاعد کرد که همهٔ جانداران باید به نحوی تکامل یافته باشند. تا قبل از آن ساز و کارهای پیشبرندهٔ تکامل همچنان نامشخص باقیمانده بود تا اینکه در اواسط قرن ۱۹ میلادی، نظریه علمی “تکامل براساس انتخاب طبیعی توسط داروین و راسل والاس مطرح گردید که به توضیح چگونگی و علل تکامل میپرداخت. این نظریهٔ علمی بطور خلاصه بیان میکرد که تنها نسلی از جانداران قادر به ادامه حیات و تولید مثل هستند که بدلیل جهشهای ژنتیکی، هماهنگی بیشتری با تغییرات محیط زندگی خود کسب کرده باشند (عبرت جانداران از نقص زیستی پیشینیان خود ، حذف گونه های ناسازگار). تکامل ، علت پدیدهٔ گونهزایی است که طی آن یک گونهٔ اجدادی منفرد به دو یا چند گونهٔ متفاوت تقسیم میشوند. گونهزایی در شباهتهای ساختاری، جنینی و ژنتیکی جانداران، پراکندگی جغرافیایی گونههای مرتبط با هم، و ثبت سنگوارهای تغییرات، قابل مشاهده است. نیای مشترک جانداران امروزی ، حدود 3.5 میلیارد سال قدمت دارد. تکامل چه بصورت درون جمعیتی و چه بصورت گونهزایی میان جمعیتها، از طرق گوناگونی روی میدهند (عبرت آموزی بشکل انتخاب از محیط زیست و تطبیق با آن). آهسته و پیوسته بنام انتخاب انباشتی، یا بسرعت از یک موضع ایستا تا موضع بعدی، که تعادل نقطهای خوانده میشود. در اوایل قرن بیستم، “نظریهٔ تکامل براساس انتخاب طبیعی”، با علم ژنتیک، دیرینشناسی و سامانهشناسی ادغام شدند که با پیوستن یافتههای بعدی چون زیستشناسی مولکولی، تحت عنوان سنتز مدرن به اوج رسید. این تلفیق به یک بنیان اصلی در زیستشناسی بدل شد. چنانکه تبیینی منسجم و یکپارچه، برای تاریخ و تنوع زیستی حیات زمینی، فراهم ساخت. امروزه تکامل در شاخههای مختلف علوم زیستی، همچون زیست شناسی بقاء ، جنینشناسی، بومشناسی، فیزیولوژی، دیرینشناسی، کشاورزی و پزشکی مورد مطالعه قرار میگیرد. همچنین تکامل بر دیگر زمینه های مطالعات بشری، همچون انسانشناسی، فلسفه و روانشناسی نیز اثرگذار بودهاست. تکامل، سرمشق و الگوی مسلط و چهارچوب اصلی زیستشناسی نوین ، پایه و اساس آنرا تشکیل میدهد و با شواهد بسیاری پشتیبانی میگردد. (تاکنون هیچگاه از زاویه دید عبرت آموزی سخت افزاری جانداران نسل های پسین از پیشین ، به موضوع تکامل نگریسته نشده است! در صورتیکه چنین نگرشی میتوانست هوش عبرت آموز جانداران را در سطوح مختلف توضیح دهد)
اشارات فوق نمایشی از درس تاریخی و غریضی جانداران از تاریخ اجداد خود است. در مورد انسان مسئول مختار نیز درس های تاریخی در تکامل جسمی ، بطور غریضی از پیشینیان گرفته شده است ، اما آنچه اهمیت ابدی دارد درس های اخلاقی و رفتاری از اعمال گذشتگان ، و مرور سرگذشت خوب و بد آنهاست. علم در اینمورد همانند شمشیر دو لبه عمل میکند. ممکن است درسهائی بگیریم که نتیجه آن پیشرفت فنی در اعمال تبهکارانه باشد ویا درسهائی بگیرم که ما را بهتر و بیشتر در مسیر محبت و انسانیت و خوشبختی ابدی قرار دهد. … (در کتب عا بآن پرداخته ایم)