** ستونهای نامرئی **
اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوي عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ رعد/ 2 خدا كسى است كه آسمانها را، بدون ستونهايى كه آنها را ببينيد، برافراشت؛ سپس بر تخت (جهاندارى) تسلّط يافت؛ و خورشيد و ماه را رام ساخت هر كدام تا سرآمد معيّنى رواناند. كارها را تدبير میكند؛ آيات (نشانههاى خود) را شرح مىدهد؛ تا شايد شما به ملاقات پروردگارتان يقين پيدا كنيد

نکته علمي :
اين آيه با توجه به حديثي كه در تفسير آن وارد شده است، پرده از روي يك حقيقت علمي برداشته كه در زمان نزول آيات بر كسي آشكار نبود؛ چرا كه در آن زمان گمان ميكردند آسمانها به صورت كراتي تو در تو همانند طبقات پياز روي هم قرار دارند و چنين كراتي طبعاً هيچ كدام معلّق و بيستون نیست، بلكه هر كدام بر ديگري تكيه دارد، ولي حدود هزار سال بعد از نزول اين آيات، علم و دانش بشر باينجا رسيد كه افلاك پوست پيازي، بكلي موهوم است و آنچه واقعيت دارد، اين است كه كرات آسمان هر كدام در مدار و جايگاه خود معلّق و بظاهر ثابتند (ولی در عین حال شناورند) بيآنكه تكيهگاهي داشته باشند و تنها چيزي كه آنها را در جاي خود نگه ميدارد، تعادل قوائی است که مهمترین آنها قوة جاذبه و دافعه اجرام است كه با میزان جرم اين كرات و ستاره ها ارتباط مستقیم دارد. اين تعادل مکانی بکمک ستونهائی نامریي (عمد ترونها )، اجرام آسمانی را در مدار خود نگه داشته است.
حديثي که از علي ع نقل شده، بسيار جالب است. ایشان میفرماید: “هذه النجوم التي في السماء مدائن مثل المدائن التي في الارض مربوطة كل مدينة الي عمود من نور” اين ستارگاني كه در آسمانند، شهرهایي مشابه شهرهاي زمينی هستند كه هر شهر با شهر ديگر (هر ستارهاي با ستاره ديگر) با ستونـــي از نور مرتبط است. آيا تمثیلی رساتر از ستون نامریي (يا ستوني از نور) در ادبيات آنروز با بیانی که قابل فهم همگانی باشد براي شرح ستونهای نامرئی ( جاذبه و غیرو ) و تعادل آنها پيدا ميشد؟ سپس ميفرمايد: خداوند بعد از آفرينش اين آسمانهای بيستون كه نشانه بارز عظمت و قدرت بيانتهاي اوست، بر عرش استيلا يافت؛ يعني حكومت عالم هستي را بدست گرفت. همچنين در تفسير آيه 10 سوره لقمان در باره نيروي جاذبه چنين آمده است: عمد (بر وزن قمر) جمع عمود به معني ستون است و مقيد ساختن آن به «ترونها» دليل بر اين است كه آسمان ستونهائی قابل دید ندارد. مفهوم اين سخن آن است كه ستونهایي هست، اما قابل رويت نیست. تعبيري که دراين آيه بکار رفته است، اشاره هوشمندانه ایست بخصوص به قانون جاذبه و دافعه میان اجرام كه همچون ستونهائی بسيار نيرومند نامرئي، اجرام آسماني را در جای خود متعادل ساخته است.
در حديثى دیگری از امام رضا: سبحان اللَّه، اليس اللَّه يقول بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها؟ قلت بلى، فقال: ثم عمد و لكن لا ترونها؛ منزه است خدا، آيا خداوند نمى فرمايد بدون هیچ ستونى كه آن را مشاهده كنيد؟ راوى مىگويد: عرض كردم: آرى، فرمود: پس ستونهايى هست ولى شما آنرا نمىبينيد. بهر حال، آیات فوق از معجزات علمي قرآن مجيد است.
و اما در مورد انطباق قانون جاذبه عمومي با آيات مورد بحث، تذکر چند نکته بسیار مهم لازم است :
- در تفسير «بغير عمد ترونها» به نيروي جاذبه دو نکته تأملبرانگیز است. اول آنکه کلمه «عمد» جمع است و بمعني «ستونها» ميباشد. پس هر چند تفسير آن به نيروي جاذبه ممکن است، ولي در عین حال اشارتی دارد که امکان وجود ستونهای دیگری از چندين نيروی متفاوت نیز ممکن است که يکي از آنها نيروي جاذبه یا گرانش است و چه بسا آیندگان با پیشرفت علوم به کشف دقیق نیروهای دیگر ، موفق به اثبات گردند. پس محدود کردن عمد (ستونها) تنها به نيرويی جاذبه، صحيح بنظر نميرسد. دوم «سماوات» در قرآن معاني متعددی دارد، شامل: جهت بالا، جوّ زمين، کرات آسماني، آسمانهاي معنوي، ستارگان، سيارات و… . در اينجا در صورتي تفسير آيه به نيروي جاذبه صحيح است که آسمان را به معناي «کرات آسماني» معنا کنيم. اما با توجه به فهوی آيه 10 سوره لقمان که در مورد نزول باران از آسمان سخن ميگويد و آسمانها را در مقابل زمين به کار ميبرد و در آيه 2 و 3 سوره رعد که بدنبال ذکر آسمانها از خورشيد و ماه و سپس زمين سخن ميگويد، معلوم ميشود که منظور، همان آسمان مادي يعني کرات آسماني يا طبقات جوّ زمين و… است
- در مورد آيه 41 سوره فاطر نيز سه نکته تأملبرانگیز است اول اينکه در اينجا هم بايد «آسمانها» را بمعناي کرات آسماني فرض کنيم. دوم اينکه نگهداري آسمان و زمين توسط خدا را به معنا نگهداری آنها توسط نيروي جاذبه ( و احتمالا نیروهای دیگر ) معنا کنيم. آري، ممکن است که خداوند توسط وسايل و نيروهاي متعددي آسمانها و زمين را نگهدارد تا منحرف نشوند که نيروي جاذبه يکي از آنهاست نه تمام آنها. پس انحصار معنا آيه فوق در نيروي جاذبه صحيح نيست. سوم اينکه اين آيه دو تفسير دارد و بر اساس يکي از آنها قابل انطباق با نيروي جاذبه است
- علیرغم همه پیشرفتهای علمی تا امروز ، هنوز دلایل وجودی و ماهیت نیروی جاذبه کشف نشده و حتی تنوع ممکن برای نیروی جاذبه نیز رمز گشائی نشده است. آنچه تاکنون اثبات شده 1.وجود جاذبه طبق قانون اولیه نیوتن 2. محاسبه فرمول جاذبه و اندازه گیری فیزیکی آن 3.اثبات وجود فضا-زمان در ایجاد امواج جاذبه اجرام سماوی توسط انیشتن و چگونگی تاثیر و تاثر گرانش در میان این امواج میباشد. باینترتیب باید انتظار داشت در آینده تحقیقات بیشتر به کشف همه کیفیت گرانش در زمین و فضا بیانجامد
- آیات قرآنی فوق که به ستونهای نامرئی اشارت دارد ، موید نظرات فیزیک کیهانی در وجود اثرگذاری نیروهای دیگری در فضا همانند ، نیروی ناشی از ماده تاریک ، نیروی حاصل از انفجار ابر نو اخترها و قدرتی که آزاد کرده تا تاثیر بر حرکت اجرام سماوی نزدیک شود ، برآیند نیروهای کیهانی در فضا-زمان موقعیت اجرام تاثیر گرفته ، و موارد نامکشوف دیگر میباشد
- طبق نتایج آخرین تحقیقات فیزیکی ، 4 نیروی پایه ای اصلی در طبیعت و کیهان شناخته شده که همانند 4 پایه یک تخت ( به تعبیری همان عرش ) ، ساختار نیروی جهان را مشخص میکند. دسته بندی کلی این نیروها عبارتند از 1. گرانش 2. الکترومغناطیس 3. هسته ای قوی 4. هسته ای ضعیف ، که چنین تعبیری از آیه فوق ما را به مبانی علمی قرآن نزدیکتر میکند
- و اما مهمترین نکته علمی از آیه فوق که عمدتا و تعمدا به نیروی گرانش و ستون بودن آن در برپائی آسمانها اشاره دارد ، ماهیت نامکشوف گرانش است که قرآن از آن مطلع بوده و در فهوی این آیه درج کرده است. گرانش ستارگان و سیارات بر اساس میزان جرمشان نکته کلیدی است. در جرم چه چیزی نهفته است ؟ آیا جز اتمهائی است که در اوزان مختلف با چرخش بسیار سریع الکترون درونی ، حجم عظیمی از گردشهای درون اتمی را باعث میشود که برآیند آنها نیروی جاذبه عظیمی را ایجاد میکند. قوانین ترمودینامیک نوین نشان داده است که بمقدار کمی در سیارات بسیار سرد ، قدرت گرانش کاهش می یابد. در این سیارات مجموع دمای درونی-بیرونی کره پائینتر بوده و میدانیم در دمای پائینتر میزان و سرعت چرخش درون اتمی الکترونها کمی کاهش یافته و این خود باعث برآیند کمتر جاذبه سیاره بسیار سرد میشود. ایا همین موضوع باعث نمیشود که در یک منظومه ستاره ای ، سیارات سردتر بعلت گرانش کمتر در فاصله دورتر و سیارات گرمتر در فاصله نزدیکتری از ستاره خود قرار گیرند ؟!
نتيجه آنكه احتمال دلالت آيات 10 سوره لقمان و آيه 2 سوره رعد بر نيروي جاذبه دقیق است، ولي معناي آنها منحصر در نيروي جاذبه نيست، بلکه نيروي جاذبه يکي از مصاديق «عمد» (ستونها) میباشد. بهر حال، اين يک اشاره علمي قرآن بشمار ميآيد که با توجه به عدم اطلاع مردم و دانشمندان عصر نزول قرآن از نيروی جاذبه، عظمت قرآن کريم را در بيان اسرار علمي روشن ساخته و ميتواند اعجاز علمي قرآن بشمار آيد.