** لطفا بدقت توجه نمائید **
آیا هرگز به علت وجود خود در این جهان فکر کرده اید ؟
آیا از بی عدالتی های این جهان نومید شده اید ؟
چه سوالاتی از این همه بیعدالتی دارید که پاسخی دریافت نکرده اید؟
هدف این سایت پاسخ به سوالات مهمی است که شما را در ابهام بزرگ قرار داده است
و هشدار میدهیم که "عدالت ابدی" سرنوشت همه ما را تعیین میکند
قبل از آنکه بسیار دیر شود "،عدالت ابدی" را شناخته و در مسیر آن قرار گیرید
آیا بدرستی میدانید گذشتگان ما کجا و در چه وضعی هستند ؟؟
آنها چه درسهائی برای ما گذاشته اند؟؟
دنیا هر لحظه در پرتگاه جنگ اتمی قرار میگیرد
با وقوع جنگ اتمی ، دوران بسیار تاریکی در انتظار همه ما است
هریک از ما تنها ثانیه ای با خروج از این جهان فاصله داریم!
چقدر با جهان بعد از این جهان آشنائی دارید؟
"عدالت ابدی" منطق و تصویری دقیق از جهان پس از این جهان به ما میدهد

** اعجاز عقل انسان در قرآن  **

اعجاز خلقت انسان :  عدالت ستون اصلی خلقت بطور عام و عدالت ابدی (عا) ستون خاص در خلقت انسان و جانداران بسیار هوشمند و مسئولیت پذیری مشابه انسان میباشد. این اصول در خلقت موجودات سراسر کیهان ( مواد بیجان، گیاهان ، حیوانات ، انسان و سایر هوشمندان مسئولیت پذیر) حاکم بوده و در کتب عا  آنرا مورد بحث و اثبات قرار داده ایم. اما آنچه مورد اعجاب و به نفس افتادن علوم و فناوریهای نوین شده ، سردرگمی معنادار در کشف پیچیدگیهای خلقت انسان و اجزاء بخصوصی از آن ، چون مغز ، عقل و ذهن (در مورد روح ، بروشور جداگانه ای ارائه کردیم) میباشد. دانشمندان در سراسر تاریخ و بخصوص در دوران معاصر این اجزاء بسیار پیچیده انسان را مستمر مطالعه نموده و گزارش علمی/تحلیلی داده اند ، اما هرگز به نتایج روشن و قطعی نرسیده و انتظار رسیدن بآن نیز بعید است. در کتاب عا2 نیز باین موضوع بسیار مهم پرداختیم که در اینجا باختصار بآنها اشاره میکنیم:

مغز ، عقل و ذهن رابط بدن با روح:  روح بعنوان یک موجودیت نهادی انسان ، بواسطه مغز با بدن مادی مرتبط میشود. چگونگی این رابطه یک مجهول بزرگ بوده که بفرموده قرآن ، علم بشریت دسترسی اندکی بآن داشته و خواهد داشت

مغز انسان: مغز پیچیده ترین مخلوق مادی آفرینش است که تاکنون شناخته شده و این پیچیدگی ساختاری ، مولد پیچیده ترین عملکرد هوشمندانه در طبیعت است. شناخت کامل چنین مخلوق غامضی ممکن نبوده ، بخصوص که مغز سکوی ارتباط با روح بوده و پایگاه جولان عقل و ذهن میباشد. سالیان طولانی است که همه علوم بشریت بدنبال کشف اسرار آن بوده اما آنچه تاکنون فهمیده ، اندک و بطور خلاصه بیشتر در موارد بیولوژی/فیزیکی آن بوده که اهم آنها عبارتست از  :  حدود 90میلیارد نورون (سلول عصبی) ، حدود 400 ژن اختصاصی ، 75% آب ، از 25% باقی حدود 60%چربی ، وزن تقریبی در بلوغ حدود 1.3 کیلو ، تقریبا 2% وزن بدن ، مصرف انرژی باندازه یک لامپ 20 وات ، جمع سطوح غشای همه نورونها باندازه 3زمین فوتبال ، حدود نصف زمان خواب را رویا می بینیم که بیش از 95% آنرا فراموش میکنیم ، عادت به کارهای همزمان باهم افت هشیاری بهمراه دارد ، عرق ریختن زیاد باعث کوچکی تدریجی مغز میشود ، در مغز گیرنده درد وجود نداشته بنابراین جراحی مغز بدون بیهوشی ممکن است ، در اغلب مواقع آسیبهای مغزی قابلیت خود ترمیمی دارد! ، تا 50سالگی رشد کرده و بعد از آن افت وزن تدریجی حادث میشود ، حدود 70% از 50هزار فکر روزانه تنها منفی سازی است و …

علیرغم پیشرفت علم پزشکی و پیراپزشکی در جایگزینی اغلب اندام معیوب و بیمار انسان ( پیوند عضو از فرد دیگر ، پیوند پروتز مصنوعی ، چاپ 3بعدی یک عضو مصنوعی ، عضو نمو یافته از سلولهای بنیادی ، …) ، جایگزینی مغز غیرممکن بوده که در کتاب عا2 دلائل علمی و فلسفی آنرا به تفصیل شرح داده ایم. همین عدم امکان تعویض ، اصلی ترین دلیل محدودیت طول عمر در زندگی مادی بوده و مادیگرایانی که بدنبال جاودانگی هستند ، بهتر است هرچه زودتر عناد را کنار گذاشته و حداقل به ادله علمی قرآن توجه کرده و آنها را بررسی کنند

ارتباط مغز و روح :  ارتباط قطعی و یگانه هر روح با یک مغز میزبان وجود دارد. به بیان دیگر هر روح تنها در یک مغز و بدن مرتبط با آن حلول کرده و کاملا مرتبط میشود (انسان کامل). یک کدینگ اسرارآمیز میان هر روح مجرد با یک مغز میزبان برقرار است که باعث شناسائی همدیگر میشوند. کد کلیدهای اتصال و ارتباطی مغز با روح مرتبط یکتا بوده و هیچ مغز دیگری همان کد کلیدهای یگانه را ندارد. بدلیل ماهیت متافیزیک کدها و ساختار بسیار ظریف و مرموز روح ، جائی برای تاخت و تاز علم با ابزارهای صرفا مادی ، در کشف این کدینگ نمیگذارد

حافظه :  اگر ادعا کنیم کمیت ،کیفیت و نوع عملکرد حافظه یک اعجاز دیگر در خلقت انسان میباشد ، کاملا بجا و درست است. اینجا تنها اشاره ای بدلایل ماهیتی آن میکنیم. هرگونه عملکرد انسان در طول حیات ، در حافظه او ضبط و باز خوانی میشود. فرضیه منطقی این است که این حافظه بهمانگونه که بدفعات قابل بازخوانی و استقرا میباشند ، قابل انتقال هم میتواند باشد. باید اذعان کنیم که پیوندی میان حافظه هر انسان با روح میهمانش نیز وجود دارد. بطوریکه برای روح هم همین بازخوانی حافظه ممکن میباشد، اما چگونه ؟  1.ممکن است این بازخوانی بطور مستقل توسط خود روح انجام شده   و یا 2.ممکن است که عمل بازخوانی تا قبل از مرگ جسمی توسط جسم انجام شده اما روح هم بطور همزمان و کامل از آن استفاده میکند. در حالت 1 ، ثبت خاطره اعمال همزمان در حافظه جسم و حافظه روح صورت گرفته و در حالت 2 ، این ضبط در حافظه جسم انجام شده ، اما با اراده روح ، هر بخش از این ضبط در آنی بازخوانی و مورد استفاده روح نیز واقع میشود (مثلا هنگام خواب عمیق). در هر دو حالت ، حتما ساختاری همتراز مغز و حافظه جسمی ، در روح هم وجود داشته و هرگونه بازخوانی اطلاعات از مغز ، همانند نسخه برداری از حافظه میباشد. بعبارت دیگر با یک کلیک اراده (یابدون اراده) یک کپی از حافظه جسمی به ساختار مشابه در روح منتقل و ذخیره میشود. (توضیح بیشتر در کتب عا)

عقل و ذهن انسان:  ذهن و عقل بطور مشخص دو کلمه حاوی یک معنی و مفهوم است. ذهن بمعنای ظرفیت و توانائیهای یک مغز برای کاربردهای متعددی است که از خصوصیات ویژه انسان است. مواردی چون هوشیاری، تصور و تخیل ، ادراک و تفکر، استقراء و استنتاج ، اندیشه و خلاقیت ، انتخاب و راه گزینی ، … را از قابلیتهای ذهنی تعریف می‌کنند. ذهن همچنین دربرگیرنده توانائی تشخیص ، احساسات ، عواطف ، قضاوت ،… نیز میباشد که منجر به عملکرد و نوع رفتار فرد می‌شود. اما اگر بخواهیم یک تمایز بین ذهن و عقل قائل شویم ، میتوان ذهن را بستر توانائیهای فوق و عقل را قدرتی برای بکارگیری این توانائیها نامید.

در واقع عقل انسان ،  قوهٔ ادراکی است که با آن می‌توان بطور خودآگاهانه معنی‌ها را درک کرد، منطق را بکار برد، واقعیت‌ها را سازماندهی کرد یا صحت آنها را بررسی نمود و بر اساس اطلاعات موجود یا جدید، باورها، شیوه‌ها یا نهادهای اجتماعی را تغییر داد یا توجیه کرد.  عقل همان قدرتی است که با استفاده از همه اطلاعات (درونی و بیرونی) مغز ، انسان به مجموعه ای از تصمیمات در مراحل مختلف زندگی میرسد که میتواند باعث حصول طیفی از نتایج ، شامل توفیق و سعادت کامل و یا برعکس سقوط و تباهی شود. عقل یک توانائی شگرف و مرموز درونی انسان است که علم امروزی بر دشواری درک آن بطور کامل صحه گذاشته است.

اگر تصور کنیم میتوان بکمک علوم پیشرفته همه فعالیتهای عقلی را شبیه سازی کرد در اشتباهیم. رباتهای ساخته شده امروزی (و حتی در آینده ) گروهی از فعالیتها را انجام میدهند که آنرا تصمیم گیری رباتیک میخوانیم. بنابراین بازی شطرنج ، لبخند زدن ، تقلید صدا یا چهره ، کار در خط  تولید خودرو ، دویدن ، نگهبانی ، … همگی بر اساس قواعد خاص (الگوریتم) خود ، برنامه سازی شده و در ربات فعال میشوند. اما فعالیتهای احساسی ، عبادی ، اخلاقی ، فلسفی ، روابط خانوادگی ، بخشندگی ، عواطف ، … که بنوعی خاص ، خلقت معرفتی انسان بوده (و همگی در قوانین عا قابل تعریف و پیگیری است) ، با ارتباطات معنوی انسان و روحش عجین شده ، و مفاهیم آن قابل شناخت ماهیتی نیست که بتوان آنها را الگوریتم سازی و فرمولبندی کرد.

  1. با عقب نشینی علم در درک و تقلید این معنویات ، لازم است از خالق خویش یاری طلبیده و این یاری در قرآن به داد تکامل خواهی انسان  میرسد. در قرآن کریم 49 بار از مشتقات “عقل” بصورت فعل استفاده شده: تعقلون 24 بار، یعقلون 22 بار، یعقلها 1بار، نعقل 1بار، و عقلوه 1بار و بنابراین کاربرد بجا و صحیح “عقل” در قرآن فضیلت تلقی شده ، مورد اهمیت بوده و کاربرد منفی آن (در طمع ورزی های بیحد انسان) ، او را از منصب صاحب عقل به هلاکت و تباهی میکشاند. بهمین دلیل در قرآن ، معانی افعالی و عملکردی عقل همواره مورد توجه و اهمیت بوده است. در واقع تاکید اصلی آیات قرآن بر استفاده از قوه عاقله در جهت درک هدایت مستدام الهی بوده است. به برخی از این آیات توجه کنید:

وَ اذا قیلَ لهم اتّبِعوا ما انزلَ اللّهُ قالوا بَل نَتّبعُ ما اَلفینا علیهِ آباءَنا اَوَلو کانَ آباؤُهم لا یعقلون شیئاً و لا یَهتدونَ (بقره 170 )  چون به ايشان گفته شود آنچه خدا  نازل كرده را پيروى كنيد، گويند: نه، ما بهمان راه پدرانمان مى‌رویم، حتى اگر پدرانشان بيعقل و گمراه بوده‌اند

و تلکَ الامثالُ نَضربُها للنّاسِ و ما یَعقلُها اِلاّ العالِمونَ (عنکبوت 43)   و اين مَثَلها را براى مردم مى‌زنيم و جز دانشوران در آنها تعقل و تفکر نمیکنند

َفتطمعونَ أن یُؤمِنوا لکم و قد کانَ فریقٌ مِنهم یَسمعونَ کلامَ اللّهِ ثُمَّ یُحرّفونَهُ مِن بعدِ ما عقلوهُ وهم یَعلمونَ (بقره 75)  آیا انتظار دارید به شما ایمان بیاورند، با اینکه عده‌ای از آنان، سخنان خدا را ‌شنیده و پس از فهم آن ، تحریف میکردند، در حالیکه علم و عقلشان از صحت آنها اطلاع داشت!

وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (نحل 12)  شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد  و ستارگان به فرمان او مطیع شده‌اند. مسلماً در اين ، براى مردمى كه تعقل مى‌كنند نشانه‌هاست

كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (بقره 242)  خدا آياتش را براى شما اينچنين بيان مى‌كند، باشد كه تعقل كنيد

و قالوا لَو کُنّا نَسمعُ اَو نَعقلُ ما کُنّا فی اَصحابِ السَّعیرِ ( ملک 10 )  و گويند  اگر شنيده يا تعقل كرده بوديم در بین دوزخيان نبوديم

      در همه آیات ذکر شده ، بطور مرتب به انسان ، سرنخ های شناخت و اهمیت والای قوه عاقله را میدهد. عقل انسان آنچنان پیچیده است که ساختار مرموز مغز را به روح او مرتبط نموده و در یکدیگر تنیده است. همین آمیختگی است که فهم مادی و علمی آنرا (بفرموده قرآن) دور از دسترس بشر قرار داده است.

      همین عقل خدادادی است که بکمک آن میتوان به گوشه هائی از عظمت خلقت پی برد و برحسب تحلیل نتایج علمی ، بر آن عظمت صحه گذاشت و باور نمود ، که عقل محصول تصادف نبوده ، بلکه مخلوق خدائی است که روح را نیز بآن مرتبط نموده تا انسان کامل شده و اذعان نمائیم ، تکامل ابزاری در ساخت بدن بوده و انسان کامل در واقع مخلوق مسئولیت پذیر الهی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *